بسم الله الرحمن الرحيم
دل مؤمن به ذلت آشنا نيست
به داغ نــا اميدي مبتلا نيست
نميــــترســــد زطوفان حــوادث
چو داند نا خدايش،جز خدا نيست
كاكه احمد مفتي زاده:
مبارزي بي امان، احياگري متفكر، دلسوزي بي توقّع، مفسري بي همتا، و مجددي مصلح،كه همه و همه در سايه پيروي عاشقانه اش از چشمه سارهاي رحمت و مرحمت نبّي اكرم(ص) ارزاني اش گرديد.
و بسان رهبر خويش رحمتي گرديد براي ملت خود.
انساني با سراسر بخشش و عفو، در برابر بي مهري ها، آزارها، اذيت ها و شكنجهاي دشمنان .
آزادترين زنداني دوران و بيناي خود نبين و خودشكن، و مسلماني تسليم ناپذير در مقابل زر و زور و تزوير.
ومباركتباد ، اهل سنت ، اين چنين پيرو صادقِ سنت پيامبر، وفرخنده ات باد اي ملت كُرد،اينگونه دلسوز انسان ، امت ، و وطنت.
تو عَبد خدا بودي با صفات والاي انساني، و آنچه تو را برگزيد، آن اكسير حيات بخش محبتي بود كه پرتوهاي جانبخشش تمام وجودت را منور كرده بود.
تو شاگرد صادق محمد «صلي الله عليه و سلم » بودي و صادقانه پيام مهر و محبت ورحمتش را بر ملتت و همنوعانت هديه نمودي.
تو هديه بيمانند خدا براي ملت مظلومت بودي تا ما را از تعلقات مادي و معنوي برهاني ، و به ما درس دوست داشتن و محبّت به مظلومان و مخلوقات آموختي.
تو اي نعم الَّرجل براي نجات دين دربند دنيا پرستان خودبين با تحمل شكنجه و زندان، دَينت را ادا نمودي، اللّهم فاشهد آخر هر عمل و گفتارت مؤيد اين مطلب است.
رحمت و رضوان خدايت مبارك باد اي هميشه راضي به رضاي پروردگارت.
آنچنان راه «فاستقم» برويم
دل محبوب را رضا اُفتد
بروي و آل وي درود و سلام
تارضا بر ره قضا اُفتــــد
علامه كاكه احمد مفتي زاده، سال 42 به اتهام همكاري با حزب دمكرات كردستان ايران درزندان قزل قلعه محبوس شدند، در آنجا لطف الهي طبق فرموده خودشان شامل حالش مي شود و متوجه اصل مسير مي شوند، شعر به من بازگويند كه در پست هاي وبلاگ قرار گرفته در همين راستا سروده شده است.
بعد از سپري كردن دوران زندان، به كردستان مراجعت فرمودند ، و در شهرسنندج مدرسه قرآن را تأسيس كردند، بعد از مدتي در بقيه شهر هاي كردستان مدرسه قرآن شروع به فعاليت نمود ، در اثناي فعاليتهاي ايشان بود كه حركت مردمي ايران براي سقوط رژيم پهلوي شروع شد، كاكه احمد مفتي زاده و يارانش، طبق بيانات موجود از ايشان، براي اينكه اهل سنت و ملت كردستان متهم به همكاري با رژيم شاه نشوند و دشمنان خدا و خلق مانند هميشه توطئه ي – فَرِق تَسُد- و جنگ و خونريزي مذهبي ميان مسلمانان را براه نيندازندو.... رهبري ملت كُرد و اهل سنت ايران را به عهده ميگيرند،كردستان و اهل سنت را هماهنگ با انقلاب در جهت سقوط رژيم شاهنشاهي سوق مي دهند، بعد از پيروزي مردم ايران، كاكه احمد براي اينكه ثمره انقلاب اين مردم زحمت ديده و رنج كشيده محقق گردد،مطالبي را به مقامات ايراني در مورد ترسيم و اصلاحيه ي قانون اساسي، و حقوق مذاهب ، اقليتها و مليتهاي مختلف در ايران ، براي استفاده يكسان از حقوق و مزايا پيشنهاد دادند، كه متأسفانه با وجود تلاشهاي بي وقفه ايشان ثمري نداشت، براي مطالعه اين مطالب وديدن نامه ها به كتاب« در باره كردستان» اثر علامه كاكه احمد مفتي زاده مراجعه فرمائيد.
بعد از محقق نشدن تعهدهاي سران حكومت ايران به نسبت ملت كردستان و اهل سنت ، كاكه احمد براي مقطعي «شوراي شمس» را تأسيس نمودند كه جمعي از روشنفكران و علماي اهل سنت در آن حضور داشتند، در سالگرد شوراي شمس بود(سال 61)كه 200 نفر از ياران و شاگردانش دستگير و در زندانهاي جمهوري اسلامي زنداني شدند، و خود نيز هفته بعد روانه زندان شدند، همچنين حدود يك سالي طول كشيد تا در ارديبهشت سال 62 عده اي ديگري نيز دستكير شدند ، اكثر شاگردان و ياران كاكه احمد 4 تا 5 سال در زندان بودند و حكم كاكه احمد هم 5 سال بود، اما تا 6 ماه قبل از فوت يعني 10 سال و چند ماهي در اوين زنداني بودند.
نوشتن اين مقدمه بطور خلاصه براي اين مطلب بود كه: كاكه احمد به عنوان رهبر مكتب قرآن و نداشتن فرصت كافي براي طرح مسائل ديني با مردم و هم مسيران، مطالب ديني را در قالب شعر نوشته و براي شاگردان و يارانش ارسال ميكردند، اكثر اشعار دو بيتي كاكه احمد روي برگهاي روزنامه و تكه كاغذ نوشته مي شد و بعد به دست افراد مي رسيد.
در اين چند سال اخير، دشمنان دوست نماي كاكه احمد و دشمنان قسم خورده راه حقيقي دين، شروع به ايجاد تبليغ و ياوه گوئي كرده اند كه: گويا هم مسيران كاكه احمد دور همديگر جمع مي شوند، شعرهاي كاكه احمد را خوانده و شروع به گريه و زاري و روضه خواني ميكنند و شبيه به اهل تشيع شده اند، كه براي امامان خود بر سر و سينه ميزنند.
در اينجا ضرورتي نمي بينم به گروه يا افراد مورد نظر اشاره بكنم كه اين نوع فرمايشهاي «زَرين»(با معني كُرديش) را مي فرمايند، ولي خوانندگان محترم را دعوت به بررسي يكي از اشعار و تطبيق آن با آيات قرآن مي نماييم، تا متوجه سفسته بازي و دروغ پردازيهاي دوست نمايان راه و مسير كاكه احمد بشويد.
اين شعر كه به نام « ريگه ي سه رراس» كه به زبان شيرين كُردي سروده شده يعني«راه راست»،بحثي است در مورد صحراي قيامت ، صحرايي كه مانندي ندارد و خداوند در آن روز ندا دهنده است. از فرد مؤمن ميخواهد خود را براي آن روز آماده كند، واز خرده راهها بپرهيزد و و هيچ ايستگاهي مانع حركتش نشود، شيرين و تلخي راه ، زر و زور و تزوير مسيرش را عوض نكند،چون به محض رحلت انسان ، قدم به وادي برزخ ميگذارد ودر آنجا مهمان خداوند است و درآن مهماني پيامبران و محبوبان الهي نيز حضور دارند.
اين شعر تقريباً كوتاه، كه خلاصه معني آن عرض شد اكثر كودكان و نوجوانان مكتب قرآن آن را حفظ كرده اند، هم براي اينكه از اوائل كودكي با زبان مادري خود آشنا شوند و لذت سرودن را با آن چشيده باشند، و هم براي اينكه ياد بگيرند كه اعمال درست و در مسير درست قرار گرفتن عاقبتش مهمان خدا بودن و ملاقات و رفاقت كردن با پيامبران و صالحين است در روز رستاخيز.
البته اين حقير خود را خيلي كوچكتر از آن ميدانم كه بتوانم بررسي كامل و شاملي از اشعار داشته باشم، اما در حد توان به اطلاع رساني در اين مورد مي پردازم و در آينده نيز اشعار ديگري را هم بررسي خواهم كرد، چون به فرمود خود كاكه احمد« قطراتي برگرفته شده از چشمه سارهاي زلال حيات بخش كتاب و سنت اند».
كاكه احمد در نواري ويدئويي توضيحي در اين رابطه دارند و عاملهايي براي سرودن اشعار بيان مي فرمايند، كه در صورت تمايل مي توانيد درخواست بفرمائيد از شوراي معلمين شهري كه در آن زندگي مي كنيد.
از تمام كساني كه در اين زمينه يا در مورد بقيه مطالب كاكه احمد مايل به همكاري هستند براي خدمتي بيشتر دعوت مي نمائيم همكاري صميمانه خود را اعلام فرمايند.
و حال تطبق شعر با آيات قرآن:
«رێگه ی سه رڕاس»
یاران جه من له و سه حــــــرایه
چ ســــه حرایێ له باس نایـــــه
هـــــاوتـای نیـــه له م دنيــــــــایه
خاوه نی بانگێـــشتن خوایـــــه
ئازیز وه خۆکه وه ئــــــــــاده ی
کرژ و کۆڵ خۆتێ بۆ بــاده ێ
ڕێگه ی سه رڕاس بگره ها ده ێ
له هێــڵی ڕاس و چه پ لاده ێ
له هێچ مه لبه ندێ نه گـــــرسێ
له دڕک و داڵان نــــه ترســـتێ
له خۆش و تــــاڵه نه پـــــرسی
هــــه رچه ن تۆنێت بێت و برسێ
نه نکێنێ: ڕێــــگاکــــه م دۆره
مـــردن ، ئــــاخـــرێن سنـــۆره
بۆ وه ێ عه قڵی سواره، سوره:
هه روه ک له م ژۆر بۆ ئه و ژوره
له وێ مـــێوانی خوا گیــــــانی
لــــه خزمه ت پێـــغه مبـــــه رانی
جێـــگه ی ئاوا هه ر وچــــانی
حـــه مۆ دنیـــــا به قــــوربـــــانی
شعر «1» مصراع «1» آيه ي 69 سوره نساء:
یاران جه من له و سه حـــــرایه
1- وَ مَنْ يُطْعِ اللهَ والرَّسُولَ فاْءُلئكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِمْ مِنَ اْلنَّبِيِّنَ وَ اْلصِدِّيقِيِنَ وَالشُّهَدَآءِ وَ الصَّلحِيِنَ وَ حَسُنَ أُؤلَئِكَ رَفِيقاً.
2- ياران شهيدمان.
سه حرا: طبيعت جاي گشت و گذار و هم براي اينكه ابدي نيست، چون دوران برزخ تا قيامت است، و دليل بودن بهشت در برزخ :اَلَّذِينَ تَتَوفّاهُم المَلائِكَةُ طَيِبِيّنَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمْ أُدْخُلُو...
دليل بودن جهنم در برزخ: أُغْرِقُو فَأُدْ خلوناراً.....
شعر«1» مصراع «2»
چ ســه حرایێ له باس نایــــه
له باس نایه: يعني قابل توصيف نيست: فَلا تَعْلَمُ نَفْسٍ...
شعر2مصراع2 آيه 133 سوره «آل عمران» :
خاوه نی بانگێـــشتن خوایـــه
وَ سارِعُوا إِلي مَغْفِرهٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّهٍ عَرضَها السُّمواتُ وَ الأَرضَ أُعِدَّتْ لِلْمُتَقنْ«133» ألَّذينَ يُنْفِقُونَ فِي السُّراءِ وَ الضَّراءِ وَّ الْكاظمينَ الغَيظَ وَ العافينَ عَن النّاسِ وَاللهَ يُحِبُّ المُحْسينين«134»
شعر 4 مصراع 2- سوره انعام آيه 153:
له هێڵی ڕاس و چه پ لاده ێ
وَ أَنَّ هذا صِراطي مُسْتَقِيماً فأتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ ذالِكُم وَصّكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقوُنْ«153»
شعر 5- مصراع 1- آيه 7 سوره يونس:
له هێچ مه لبه ندێ نه گـــرسێ
إِنَّ الَّذينَ لا يَرْجُوُنَ لِقاءَ نا وَ رَضُوا بِالَحيوةِالدُّنّيا وَاطْمأَنُّواْ بِها وَاْلَّذِينَ هُمْ عَنْ ءايَتِنا غفِلُونَ«7»أُوْلئِكَ مأَوَئهُمُ النّارُ بِما كانُوْا يَكْسِبُون«8»
شعر شماره 5- و 6- آيه هاي «جهاد» و معناي خود كلمه آن
له دڕک و داڵان نـــه تـــرسـێ له خۆش و تـــاڵه نه پــــرسی
هـــه رچه ن تۆنێت بێت و برسێ
شعر 7 مصراع 1- تا قيامت
نه نکێنێ: ڕێــــگاکـــه م دۆره
شعر 7- مصراع 2-
مــــردن ، ئــاخـــرێن سنـــۆره
زيرا قبل از قيامت به محض جد ا شدن از اين دنيا فوراً در بهشت برزخ چشم باز مي كنيم.
شعر9- مصراع 1-
له وێ مێوانی خوا گیــــانی
به خاطر آنكه بهشت برزخ تا قيامت ادامه دارد ، پس درآن همانند مهمان هستي ، همچنين بهشت قيامت«دارالقرار» و « دارالمقامه» است.
شعر9- مصراع 2
لـــه خزمه ت پێــــغه مبـــه رانی
آيه 69 سوره نساء:
وَ مَنْ يُطِع اللهََ وَ الرَسُولَ فأُلئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِمْ مِنَّ النَّبِينَ وَالصِّديقِينَ وَ الشُهدآءِ وَ الصَّلِحيْنَ ِ وَ حَسُنَ أُوْلئِكَ رَفْيقا«69»
شعر 10 مصراع 2- آيه 26 سوره رعد:
حـــه مۆ دنیــــا به قــــوربـــــانی
أَللهُ يَبْسُطُ الرِزْقَ لِمَنَ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ وَ فَرِحُواْ بِالْحََِيوة الدُّنْيا وَمَا الْحَيَوةُالْدُنْيَا فِي الْأَخِرَةِ إِلَّا مَتَعٌ«26»
غير از اين آيات كه در اينجا مشاهده فرموديد ميتوانيد آياتهاي مشابه را هم در تمام زمينه ها در قرآن مشاهده فرمائيد.
حال قضاوت در مورد بحث را به خوانندگان محترم مي سپارم، كه آيا همين 10 بيت شعر كه ذكر شده بحث و وصف اعمال مسلمان و روز قيامت چيز ديگري است؟
آيا شرك و مطالبه اي از غير خدا در آن مطرح شده است؟؟
آيا كاكه احمد خود را وصف كرده و از خود تعريف و تمجيدي نموده است؟
و آيا كسي كه نمي داند و ميگويد نتيجه گفتنش چه چيزي خواهد بود؟
آيا مسلماني با غرض و كينه پيش خدا مقبول خواهد بود؟
آيا ممكن است، قصددعوت كسي را داشته باشي در حاليكه ازش كينه داشته باشي؟؟
خدواند همه ما را اصلاح بفرمايند، و ما را بر راه حق ثابت قدم فرمايند چون هر لحظه اي امكان لغزش وجود دارد.